رنگین کمان عزیزم???? می دانم که این چند ماه آن ابرکی که تو همیشه می خواستی نبودم
این بار هم رعد و برقی آمد و میان من و تو فاصله انداخت
رعد و برق آن قدر گیجم کرد که نفهمیدم دارم از تو دور می شوم
دور شدن از تو . از تو ای رنگین کمانِ رنگینم . مرا برد به دنیای سیاه و سفید ها
می خواهی برایت از آن جا بگویم:
آنجا همه چیز یا سیاه سیاه بود یا سفید سفید ، آن چیز هایی که سیاه بودند مزه ی تلخی می دادند . خیلی تلخ. خوب است که تو هیچ وقت آن ها را مزه نخواهی کرد آن سیاهی ها ، همان هایی بودند که نام باران را اشک گذاشتند
و اما سفیدی ها رنگین کمان عزیز
سفیدی ها از سیاهی ها بد تر بودند بی رنگ بودنشان . بی روح بودنشان . تلاشی برای رنگین نشدن و .
رنگین کمان عزیزم اکنون که از دنیای سیاه و سفید ها گریختم و به آغوش تو باز گشتم امیدوارم دوباره مرا دوست داشته باشی
مثل قدیم ها . مثل ۱۴ سالگیم
در فضای وب یک دوستانی پیدا میکنی که شاید در واقعیت کم باشن یا حتی نباش
مثل مهربان و بیتای عزیزم که هرجاهستن امیدوارم سالم و شاد باشن و غم هرگز روی شونشون نشینه
مهربان جوونم امیدوارم موفق باشی در زندگیت من برات دعا می کنم
که در مراحل زندگیت عالی عمل کنی
همیشه در قلبم می مونه مطمئن باش فراموش نمی شی
بیتا جان چند وقته نیستم و توهم نیستی مثل اینکه از برگشت متداول نا امید شدی
ولی من تا زمانی که نتونم در دنیای واقعی جایی برای خودم پیدا کنم اینجا هستم و باید بگم باقدرت دوباره برگشتم
الان تا ساعت ۱۶ کلاس ندارم و این یعنی در تمام این ساعت بیکاریم می تونم خیلی کارا انجام بدم مثلا همین وب نویسی :)
امروز صبح کلاس خوبی داشتیم نمی دونم چرا ولی در کل کلاسهای این استاد برام زود می گذره مثل بعضی کلاسا نیست که هر ۵ دقیقش ۵ ساعت طول بکشه
خب داستان دانشگاه من که خیلی عادیه و هیچ ماجرای جذابی نداره
صبح شروع میشه و ظهرم تموم میشه و تمام هم در کلاس درسیم
ساعاتی هم که کلاس درس نداریم می نشینیم باهم می حرفیم و می دونید دیگه ما دخترا حرف هامون تمومی نداره
ماجرای جذاب نزد شما دوستانه
دوستان گرامی یه هفته بدون اینترنت چگونه گذشت ؟
من که گویی در این یه هفته به زندگی برگشتم یعنی کلا برام خوب بوووود
دلم براتون بچه ها خیلی تنگ شده بود❤
ببخشید که اینقدر دیر به دیر سر می زنم????
همش تقصیر دانشگاهه???? و البته که استاد ها بی تقصیر نیستن????♀️
بچه های کلاسمون خیلی خر خونن???? واسه همین اوضاع یکم سخته
استادا هم که انگار ما رباتیم برنامه ریزی شدیم واسه درس خوندن عیششششش
دوست دارم به نظرات جواب پر تفسیر و چرب و گرمی بدم????
ولی چیکار کنم که وقت ندارم????
این روزا خیلی همه چی بهم گره خورده
از رنگین کمانم خبری نیست???? خیلی بی معرفته???? خیلی این روزا بهش احتیاج دارم ولی انگار که نه انگار????♀️
تختم چند روز پیش جابه جا کردم و دیگه کمتر ماه می بینم ???? چون دیگه تختم جا پنجره نیست????
و اینکه این روزا خیلی احساساتی مثل استرس و نگرانی و پژمردگی اومده سراغم????♀️
مامانم سرماخورده بد جور و همه مسئولیت هاش افتاده به گردن من????
ودر کل محتاجم به دعا خیرتون????
دلم برا اینجا خیلی تنگ شده بود
ولی وقتش و ندارم حتی نظرات پست قبلی رو فقط خوندم و تایید کردم نتونستم جواب بدم
از همتون ممنون که نظر دادید
در دانشگاه اوضاع از لحاظ درسی خوبه ولی فکر نکنم به همین خوبی ادامه پیدا کنه:/
خواستم بگم فعلا خداحافظ ولی فعلا
شاید با خبرای خوب برگردم :)
درباره این سایت