رنگین کمان عزیزم???? می دانم که این چند ماه آن ابرکی که تو همیشه می خواستی نبودم
این بار هم رعد و برقی آمد و میان من و تو فاصله انداخت
رعد و برق آن قدر گیجم کرد که نفهمیدم دارم از تو دور می شوم
دور شدن از تو . از تو ای رنگین کمانِ رنگینم . مرا برد به دنیای سیاه و سفید ها
می خواهی برایت از آن جا بگویم:
آنجا همه چیز یا سیاه سیاه بود یا سفید سفید ، آن چیز هایی که سیاه بودند مزه ی تلخی می دادند . خیلی تلخ. خوب است که تو هیچ وقت آن ها را مزه نخواهی کرد آن سیاهی ها ، همان هایی بودند که نام باران را اشک گذاشتند
و اما سفیدی ها رنگین کمان عزیز
سفیدی ها از سیاهی ها بد تر بودند بی رنگ بودنشان . بی روح بودنشان . تلاشی برای رنگین نشدن و .
رنگین کمان عزیزم اکنون که از دنیای سیاه و سفید ها گریختم و به آغوش تو باز گشتم امیدوارم دوباره مرا دوست داشته باشی
مثل قدیم ها . مثل ۱۴ سالگیم
رنگین ,سیاه ,کمان ,بودند ,رنگین کمان منبع
درباره این سایت